عطا ملك جوينى

13

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

بلجام خرد ملحم تا بتدريج روز بروز در مراتب معالى ترقّى مىكند و « 1 » از بخت و دولت « 1 » ساعت بساعت تلقّى « 2 » مىنمايد ، سعادت چون گلى پرورد خواهد * * پديد آرد « 3 » پس آنگه مرد خواهد نخست اقبال بردوزد كلاهى * * پس آنگه بر « 4 » نهد بر فرق شاهى ز دريا در برآرد مرد غوّاص * * بكم مدّت شود بر تاجها خاص 1 تا چون هنگام ظهور حكمت و قدرت آيد از مطلع آفتاب عزّت و جلالت تباشير اسفار صباح دولت بدمد و در مقدّمه به حكم آنك و بضدّها f . 134 b تتبيّن الأشياء « 5 » از قضاى مبرم فضاى عالم از ظلمات بيداد و عدوان پر شود و حلاوت زندگانى و لذّت عيش در مذاق جان مرارت مرّ فايده دهد « 6 » تا بندگان بعد ما كه آن دولت از قوّت بفعل آيد و از عدم بوجود قدر آن موهبت جسيم بدانند و شكر آن نعمت عظيم بتقديم رسانند ، و مصداق اين دعوى و برهان اين معنى آنست كه بعد از رحلت قاآن « 7 » امور جهان از سنن استقامت منحرف شد و عنان معاملت و مجاملت از صوب راستى منعطف ، و ظلمات ظلمى كه بعضها فوق بعض بود متراكم گشت و امواج بحار حوادث متلاطم ، و رعايا در دست گردن‌كشان سركوفته و پاىمال و از كثرت ستم « 8 » بىسيم « 9 » و

--> ( 1 - 1 ) كذا فى ز ، ج ه : و بخت و دولت ، آ ب د : و بخت بر دولت ، ح : و بخت دولت ، ( 2 ) يكى از معانى تلقّى تلقّن و اخذ و تعلّم است و به اين معنى متعدّى به من مىشود و همين معنى ظاهرا مراد در متن است ، ( 3 ) د ح : بيارايد ، ( 4 ) كذا فى آ ز ، ب ج د ه ح : چو وقت آيد ، ( 5 ) صدره و نذيمهم و بهم عرفنا فضله ، للمتنبّى من قصيدة مطلعها : امن ازديارك فى الدّجى الرّقباء * * اذ حيث كنت من الظّلام ضياء ( 6 ) مرّ صمغ درختى است تلخ و خوشبو ( بفرانسه Myrrh ) ، و مراد اينجا تلخى آنست نه خوشبوئى آن ، و « فايده دهد » بمعنى اثر كند و تأثير كند ، فليحرّر هذا التّعبير ، ( 7 ) يعنى اوكتاى قاآن ، « قاآن » مطلق هميشه منصرف بدوست ، ( 8 ) كذا فى ب ج ه ز ح ، آ : شم ، د : شيم ، ( 9 ) كذا فى ب ج د ه ح ، ز : شيم ، آ : ستم ،